ان شاء الله که اینگونه باشد.

فارغ از اختلاف نظر های سیاسی، از مدل باز نشر خبر ازدواج نتیجه ی امام و همسرشون در پیج های خودشون راضی ام! احساس میکنم دارن سعی میکنن خودشون رو از حواشی دور نگه دارن و ساده و بی سر و صدا و عادی پیش برن و این خیلی خوبه!

حالا نمیدونم خودشون به این درجه از عقل و شعور و پختگی رسیدن که نباید مراسم ها و تجملات رو نشون بدن، یا چون حساسیت مردم و واکنششون رو دیدن چیزی منتشر نمیکنن یا واقعا خودشون ساده زیستی رو انتخاب کردن؟!
در هر صورت خیر است! :)


پ.ن: دختره خیلی شاعرانه و عاشقانه شعرهاش رو منتشر میکنه.. تو شعراش اثری از پز دادن نیست! از اینکه شوهر من آقازاده ست خبری نیست، من پز دادن و کلاس گذاشتن ازش برداشت نمیکنم.. فقط محبت عمیق به یک انسان رو میبینم.. محبت پاک عمیق!
۱ نظر

و نخواهد فهمید

یادتونه چپ و راست میرفت آه میکشید میگفت:

 " تو با قلبِ ویرانه ی من چه کردی؟

 ببین عشقِ دیوانه ی من چه کردی! " ؟

مصرع دوم رو تکرار میکرد، بعد لبخند میزد...

آخرشم عشقِ دیوانه ش نفهمید چه کرده! 



۰ نظر

پیش ریکاوری

دل کندن فرآیند زمان بریه، ناگهانی اتفاق نمی افته! مثل بریدن بند ناف جنین نیست که تموم بشه بره.. طول میکشه.. طول میکشه تا اثراتش از ذهن و روح آدم پاک بشه، طول میکشه تا فکراش برن، طول میکشه تا حرفاش از زبون اطرافیان آدم بیفته، طول میکشه تا آدم نوشته هاش رو جمع کنه بذاره تو یه جعبه، ببره بذاره تهِ انباری ناهشیارش، طول میکشه تا پرزهای فرش بنفشه دوباره کج بشن، طول میکشه تا دمنوش های به تموم بشه، طول میکشه تا کاغذای دفتر اسب شاخدار رو بکنم بندازم دور .. طول میکشه! یدفه ای که نیست.. آدم باید کم کم خودش رو آماده کنه برا یه دوره طولانی.. دوره طولانی بازگشت به تنظیماتِ کارخانه ..
۰ نظر

بعدا بهش فکر میکنیم

آروم باش! نفس عمیق بکش! بخواب! 

۰ نظر

:|

وقتی میگفتن " خیر و برکت های زندگی اینچنینی " احساس میکردم دارن یچیزی رو میبینن که از چشم من نامرئیه! 

حالا یا واقعا وجود داره و من نمیتونم ببینمش و بینایی من معیوبه؛

یا یه سرابه که برا من قابل مشاهده نیست ، چون فقط یه سرابه...


در این میان آرمان گرشاسبی پرید وسط و افزود: چه میبینی؟ بگو با من!

۰ نظر

البته که جامون خوبه :) حالا قراره بهتر شه یا بدتر؟

امروز داشتم به تفاوت رویکرد خانواده مادری و پدریم درباره ی ازدواج فکر میکردم.

یکیشون تا منو میبینن شروع میکنن: پس کی ازدواج میکنی؟ چرا ازدواج نمیکنی؟ ازدواج خوبه! زودتر ازدواج کن دیگه.. خسته شدیم!

از اونطرف یه خانواده اینطوری هستن که خیلی ناگهانی شروع میکنن: یه وقت به سرت نزنه ازدواج کنیا! بیکاری مگه؟ سفت بشین سر جات که خیلی جات خوبه.. تو ازدواج هم هییییچ خبری نیست!


یکم ازدواج های هر کدوم از خانواده ها رو بررسی کردم و به کشف مهمی رسیدم که تا به حال بهش دقت نکرده بودم!

 دیدم اون خانواده ای که رویکرد تشویقی دارن خودشون هم تقریبا ازدواج های خوب و موفق و دلچسبی داشتن و الان با هم حالشون خوبه! از اون طرف اون خانواده ای که سعی میکنن حالا حالا ها بر حذر دارن همه رو از این واقعه خودشون ازدواج های متناسبی نداشتن واقعا! .. 


دارم فکر میکنم ده_ بیست_ سی سال دیگه، من قراره به دخترهای فامیلمون چه نصیحتی کنم درباره این واقعه؟


۱ نظر

آخورِ یلدا

من هیچ جوره تو کتم نمیره که اگه عروس شدم، به خاطرِ من و به اسمِ من شب یلدا کلی میوه و آجیل و شیرینی بیارن خونمون .. که مثلا میوه هاشم میوه آرایی شده باشه، چهار روز دیگه خراب بشه .. 

اگه به خاطرِ منه که واقعا به من خوش نمیگذره با این کار! ناراحتم میشم.. 
ببینید اصلا بحث دین و مذهبش نیست، آدم مگه میتونه ببینه که چندین کیلومتر اونطرف تر از خونشون یه عده تو کپر و حلب دارن تو سوز سرما شب یلداشون رو صبح میکنن، بعد با شادی و خوشحالی از سفره ی شب یلداش عکس بگیره و پخش کنه و خوشحال باشه؟
 
خدایا! ما رو انسان بخواه .. نه جانداری که سرش فقط در آخورِ زندگی و خوش گذروندنِ خودشه و کمکمون کن به انسانیت جامه عمل بپوشونیم! 
خدایا! امیدوارم بر ملت ما خشم نگیری از این اسراف و بریز و بپاشی که هر سال به بهانه نوعروسان و نو دامادانش به راه میفته ! آمین!
۱ نظر
لا اله الّا انت
سبحانک
انّی کنت من الظالمین
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان