پیله دَر

تا کی چو کرم، پیله تنی گرد خویشتن؟

کان که شد کشته ی او نیک سر انجام افتاد..

به قاریان قرآن حرم بگو سریع تر بخواند، به مجری سحر شبکه قم بگو انقدر چرت و پرت نگوید،به آفتاب بگو ناجوانمردانه تابیدن نگیرد، به داعش بگو دیگر فکر این ترقه بازی ها و منفجر شدن ها را از سرش بیرون کند، به دل ت بگو نگیرد از غم روزگار، به حالت بگو عالی باشد نه خوب، به خستگی ات بگو دست از سرت بردارد،به دوربین جلویت بگو فقط لبخند هایت را ثبت کند،به آینه بگو اگر غمت را بببند و نشکند آینه نیست،به راننده اتوبوس بگو کولر را برای دکور نگذاشته اند، به جمعه ها بگو غروب نداشته باشند

،

به شمشیر غم ت بگو

خودش را برّان تر کند

این بار دارم رقص کنان می آیم..


۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

اسمت را گذاشته ام : رفت


در دفترچه تلفن گوشی اسم ریحانه را گذاشته ام "ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا" تا یادم بماند ریحانه همیشه خدا سرش شلوغ است و نباید از او توقع آنلاین بودن و درست حسابی جواب دادن داشت، چه برسد به قرار های بیرون رفتن و حرم و کافه و جلسات شعر و قس علی هذا، اسم شیخنا را گذاشته ام " خلیل من همه بت های آزری بشکست" که یادم بماند، شیخنا برای اینکه امروز شیخنا باشد به چقدر از دلخوشی های کوچک گذشته اش پشت کرده است، که یادم باشد برای بزرگ شدن باید هزینه داد، سختی کشید، حرف دیگران را به جان خرید و خیلی چیز ها را شکست و ریخت دور ، اسم سادات را گذاشته ام " و السلام علی من اتبع الهدی" که یادم بماند باید شبیه او هر روز و هر لحظه دنبال هدایت باشم، اسم فاطمه را گذاشته ام " الا ان حزب الله هم الغالبون" که هر وقت گرد و غبار یاس به دلم نشست با حرف هایش دلم را آرام کند، اسم سید را گذاشته ام " ماه کنعانی من" که یادم بماند سید ماه است، ماه کنعانی، میرود، می آید، حواست نباشد یکدفعه می اندازنش در چاه، میفرستندش زندان، اما آخرش آنقدر عزیز خداست که عزیز مصر ها میشود..
دنیای عجیبی ست دنیای اسم های گوشی من ...

۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
از راه رفتن مورچه روی آسفالت های داغ خیابان در یک روز گرم تابستانی هم میشود متن عاشقانه نوشت
الکی برای خودمان فکر و خیال نبافیم!
:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان