بلندگوهای خوشبخت

دارن بلندگوی تکیه سر کوچه رو امتحان میکنن برای این ده شب: یک.. دو..سه!

قربون "یک دو سه" ی امتحان بلندگوهاتون بشیم ما :)
۰ نظر

وین رازِ سر به مهر

اون لحظه ای که کاسه چشم هات پر از اشک میشه ولی تمام تلاشت رو میکنی که از چشمت جاری نشه و باید سرت رو با یه زاویه خاصی انقدر نگه داری که کم کم اشکات از چشمت تبخیر بشن :)

از لحظات سخت و عجیب این دو روز حیات دنیاست!

۱ نظر

ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین (ع) *

لحظه ی بعد از گفتنِ "همممممه چیز" به مادر و برداشته شدن بار پنج هزار و هشتصد و نود و چهار کیلویی از رویِ دل!


پ.ن: امیدوارم یه روزی مادر بشم و کشف کنم مامان ها از کجا و چطور انقدر دقیق میفهمن یه اتفاقی افتاده؟


+ اولین تکیه گاهمون خداست و دومین تکیه گاهمونم خداست که برامون یه "خانواده" آفریده که تکیه گاهمون باشن! _با همه ی کم و کاستی ها و اختلاف نظر ها_

سومین و چهارمین تکیه گاهمون هم خداست هر کدوم به دلیلی.. همین سر نخ رو بگیرید برید تا بی نهایتمین تکیه گاه .. :)


* نمیدونم چرا یدفه موقع تیتر زدن یاد این شعر افتادم! جا داره از همین تریبون بگیم "بأبی أنت و امّی و نفسی و مالی و همه چی! "

۱ نظر

لبخندِ عمیقِ روشن

فکر میکرد قلب جنینش شکل نگرفته

نگران بود و ناامید

مامان برایش سونو نوشت

وسط ویلایی ها پیامک زد:

"صدای قلب بچمو شنیدم! "

۰ نظر
لا اله الّا انت
سبحانک
انّی کنت من الظالمین
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان