پیله دَر

تا کی چو کرم، پیله تنی گرد خویشتن؟

دوست نداشتنی بودن!

من هیچ وقت دوست نداشتم کسی دوستم داشته باشه، از اون فاجعه تر دل بسته بشه یا درگیر یه احساس عمیق..

یه احساس زجرآور و آزاردهنده ای داره که همیشه فراری بودم ازش.. نمیدونم چقدر رفتارهام درست بوده یا غلط.. قطعا من هم خیلی خیلی اشتباه داشتم، ولی مطمئنم و یقین دارم هیچ وقت برای کسی رنج و عذاب نخواستم، نخواستم که حالش بد باشه یا اذیت بشه.. همیشه دعا کردم برا آدما.. برا آزاد بودن دلشون.. برا پر شدن دلشون از محبتای بزرگ تر..

نمیدونم اونقدری که دل من از تصور سختی کشیدن آدم ها کباب میشد دل خودشون هم کباب بود یا نه؟ اونقدر که من براشون دعا میکردم خودشونم دعا میکردن یا نه؟ 

خیلی وقته فکر میکنم به اینکه مقصر کیه؟ عاشق ها یا معشوق ها؟ یا هیچکدوم؟

اصلا فایده ای داره شناخت مقصر؟ چی میشه که حال آدما انقدر دگرگون میشه؟ خیلی وقته درگیرم با خودم..


فقط الهی که هیچ دلی عاشق و دچار مبادا..



+ خدایا! بگذر ازمون و کمک کن رسم گذشتن رو یاد بگیریم!


۰ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
از راه رفتن مورچه روی آسفالت های داغ خیابان در یک روز گرم تابستانی هم میشود متن عاشقانه نوشت
الکی برای خودمان فکر و خیال نبافیم!
:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان