پیله دَر

تا کی چو کرم، پیله تنی گرد خویشتن؟

رفیقِ غایبِ کلاسِ رفاقت!

توی گوشی ام یک مخاطب دارم به نام "تو تار و پود مرا بلدی" که هیچ شماره ای کنار اسمش نیست، یعنی در این نوزده سال و اندی زندگی هیچ آدمی را نداشته ام که بتوانم در وصفش بگویم "تو تار و پودِ مرا بلدی!"
اما یک امید هر چند واهی ته دلم را روشن نگه داشته که یک روزی سر و کله اش از یک جایی پیدا خواهد شد، شاید بارها و بارها همدیگر را دیده باشیم، بهم سلام کرده باشیم، دست داده باشیم و بعد شبیه دو تا غریبه هر کسی به راه خودش رفته باشد،
شاید زمانه هنوز به ما فرصت دوست بودن و پای حرف هم نشستن را نداده باشد، اما خوب میدانم یک نفر هست که وقتی روبروی پیکسل های کتابستان خشکم میزند و از شدت تنوع نمیدانم کدامشان را انتخاب کنم و بخاطر همین ندانستن میخواهم بیخیال خریدشان شوم ، دست بگذارد روی یکی و بگوید "تو همین را میخواهی، مطمئنم!" و من چند روز بعد بفهمم واقعا هم همین را بیشتر از همه میخواستم، یک نفر هست که وقتی از زمین و زمان کلافه میشوم و نمیدانم چرا، میداند چرا، میداند بخاطر خواندن زورکی عقاید یک دلقک است یا بخاطر دو ساعت چرخ زدن بی خود و بی جهت در اینستاگرام یا بخاطر مشکل های کوچک و بزرگ زندگی، یک نفر هست که وقتی میگویم نمیدانم چرا دلم هیچ رقمه با فلان نامزد انتخاباتی اوکی نمیشود برای من رزومه کاری و فضایل اخلاقی یارو را ردیف نکند، بفهمد یک نفر ممکن است بی عیب هم باشد اما به دل یک نفر بنشیند و به دل یک نفر نه، یک نفر هست که میداند وقتی روی دنده ی لج می افتم، دیگر استدلال های هیچ کسی نمیتواند مرا وادار به آن کار کند، پس برایم فلسفه و سفسطه و صغری کبری نمیچیند، یک نفر هست که میداند آن مانتوی سبز آبی یعنی غم، یعنی یک غمِ بزرگ، یک نفر هست که از این رفیق های بیست و چهار ساعت در دسترس و هر روز و هر جا و همیشه حاضر نیست، چون میداند که با آدم های "هر روز و هر جا و همیشه حاضر" سازگاری ندارم، یک نفر هست که میداند کی باید باشد، یک نفر هست که میداند کی باید نباشد، یک نفر هست که یک روز دفترچه راهنمایم را از کتابخانه خدا دزدیده و خوانده است، شاید هم با کتابداران عرش خدا فک و فامیل بوده است و کتاب را برایش آورده اند..
علی ای حال ، یک نفر ه... شاید هم نباشد!


+ از فکر های عجیبِ یک بشرِ تنها اما پر رفیق :|

۱ موافق ۰ مخالف
سلام
ببخشید که این سوال رو می پرسم: شما تا حالا واسه کسی این جوری بودید؟ یعنی یه دوستی تا حالا گفته که شما واسه ش این جوری هستید؟



خیر..

برا هیچ کس اینطوری نبودم!
اگر هم بودم بهم نگفتن که بودم..

منم از اینا میخوووووووووووام:)

وقتی اومد میگم دوست توعم باشه:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
از راه رفتن مورچه روی آسفالت های داغ خیابان در یک روز گرم تابستانی هم میشود متن عاشقانه نوشت
الکی برای خودمان فکر و خیال نبافیم!
:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان