مامان میگه جالبه که از همه هم بیشتر میگی: اینو نمیخوام! اونو نمیخوام! ولی آخرشم بیشتر و بهتر از همه داری! :|
احساس میکنم افتادم تو یه دور مسابقه ی دو با دنیا ، به سبکِ او میدوید و من میدویدم ! فقط میترسم منو بگیره یا ازم جلو بزنه و من بیفتم دنبالش! ._.
اینارو اینجا مینویسم که یادم بمونه.. چند روزی قبل از عقدم، خیلی شبیه جنازه ها شده بودم، شبا شاید فقط چهار ساعت میخوابیدم و با دل آشوبه ی معده از خواب بیدار میشدم ! صبح خسته از خونه بیرون میرفتم و دوباره شب جنازه م بر میگشت خونه! خودم تو اتاقم گم میشدم از بس که شلوغ بود!
رنگم پریده بود، چشمام به گود نشسته بود.. با این حال یه روسری آبی روشن سر میکردم که بیشتر رنگ و روم رو پریده میکرد! ولی با این حال دلم میخواست آبی سر کنم! انگار آبی یه دلگرمی بود برام، یه نشونه، یه صدایی که میگفت قراره بیفتی رو غلطک بندگی خدا.. یکم دیگه این خریدا و این چیزا رو تحمل کنی تمومه.. قراره روحت قشنگ تر بشه بعدش :) قراره به آرامش برسه.. بال باز کنه از این حرفا!
روزای جالب و قشنگیه واقعا.. حیف که وقت نمیکنم ریز ریز بنویسمشون.. ولی خیلی تکرار نشدنی باشن فک کنم :) حرف زیاده فعلا دعامون کنید لطفا!
پ.ن: با تشکر از کتونی NB آبی که در تمام مسیر و ساعات طولانی بدون آخ گفتن من رو همراهی میکنن و پا رو هم نمیزنن :) منم راه میرم و مرگ میفرستم بر سران کشور تولید کننده ش 😅 همینقدر قدردان :)
تو ازدواج ، حلقه خریدن، سفره عقد انداختن، آتلیه، انواع و اقسام مراسم ها و خرید ها، همه و همه شون مسیرن ، نه مقصد! نه هدف!
مراقب باشیم با هدف قرار دادنشون مانع رسیدنمون نشن :)
مناجات راجین انقدر قشنگه که دلم میخواد همه ش رو اینجا بنویسم! اصلا بنظرم باید به عنوان داروی ضدافسردگی به همه بگیم حفظش کنن :)
ان شاء الله مفصل از فراز هاش بنویسم!
میشه باش کتاب نوشت!
خانوم مولودی خوان ( بخوانید خواننده) میگه: بنده پونزده سال پیش افتخار داشتم شاگردِ مادرِ عروس خانوم باشم! البته شاگرد ناخلف شدم که الان با این شغل اینجام !
وی در ادامه افزود :
اگه کربلا میخوای دستا به بالا
اگه سامرا میخوای هلهله حالا! :/
و من هنوز نمیدونم چرا فکر میکنن با قر و فر و غنا خوندن درباره ائمه معنویتی به محفل و مجلس اضافه میکنه؟ :|
یه شونه میخوام که بشه سر گذاشت روش و یه راه طولانی ...
نرسد اگر به علی (ع) کسی، به کجا رَوَد ؟ به کجا رسد؟
به خدا قسم که اگر کسی به علی (ع) رسد به خدا رسد ...
[ إِلَهِی إِلَیْکَ أَشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً
وَ إِلَى الْخَطِیئَةِ مُبَادِرَةً،
وَ بِمَعَاصِیکَ مُولَعَةً،
وَ لِسَخَطِکَ مُتَعَرِّضَةً،
تَسْلُکُ بِی مَسَالِکَ الْمَهَالِکِ،
وَ تَجْعَلُنِی عِنْدَکَ أَهْوَنَ هَالِکٍ،
کَثِیرَةَ الْعِلَلِ، طَوِیلَةَ الْأَمَلِ..
إِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ، وَ إِنْ مَسَّهَا الْخَیْرُ تَمْنَعُ...
میفرماید که: خدایا!
نفس اژدرهاست او کِی مُرده است؟
منو از این خودم نجات بده! ]
مناجات شاکین _ امام سجاد
یتیم منم وقتی که تو خطبه ی عقدم را جاری نمیکنی،
یتیم منم که نمیتوانم از پشت چادر سفید و پرده ی اشک نگاهت کنم و سر تکان بدهی و دلم را قرص کنی،
یتیم منم که از تو دورم و ندارمت.
تو اما بیا، هر چند چشم هایم نمیبیندت اما مگر میشود باشی و قلبم حضورت را احساس نکند؟
بگذار آن روز را یتیم نباشم..