پیله دَر

تا کی چو کرم، پیله تنی گرد خویشتن؟

ما را به غیبِ قدرتمند خود وصل کنید لطفا:)

ملاحظه کرده اید اگر در هنگام سحر، زیاد غذا بخورید، درسـت نتیجه عکس می گیرید، خوابتان زیاد میشود، ذهنتان آن تیزی را که حاصل روزه است به دست نمیآورد و خلاصه از نتایج روزه محـروم میشوید !
به ما گفتند روزه بگیرید تا به شما ثابت شـود بـا گرسـنگی میتوانید توانا و محکم شوید ، البته شـرطش ایـن اسـت کـه بـه خـود القاء نکنید که چون روزه گرفته ام ضـعیف شـده ام ،بلکـه اگـر دقـت کنید متوجه می شوید بـیش از گرسـنگی ، پرخـوری علـت ضـعف و سستی است.
بعـضیهـا از تـرس گرسنگی می میرند، نه اینکه گرسنگی آزارشـان دهـد ، بلکـه سـیری آزارشان میدهد، ولی متوجه نیستند .
ماه رمضان فرصت خوبی است تا اگر انسان خودش خودش را با القائات ذهنـی از پـا در نیـاورد ، بـه انسان ثابت شود چقدر بـا گرسـنگی مـی تـوان روح را متعـالی کـرد .
بیایید خوتـان را بـه حـداقل غـذا عـادت دهیـد، حتـی شـما جوانـان، عصرهای ماه رمضان ورزش کنید، کوه نوردی کنید ، تا به شما ثابـت شود در اوج گرسنگی بسیار قدرتمندید.

به قول مولوی :

قــدرت جبریــل از مطــبخ نبــود
بود از الطـــاف خَـــلّاقِ ودود
همچنین هم قدرت اَبـدال حق
هم حق ز دان، نـی زِ اطعـام طبَق

یعنی پدیده هر چه مجرّدتر باشـد قـدرتش بیـشتر اسـت، و نفـس انسان موجودی است مجرد و متعالی، و لذا قدرتی بی کران دارد ولی چون اسیر بدن اسـت بـرای مـا آن قـدرت ظهـور نـدارد .
نمونـه ایـن قدرت بی کران را شما در حضرت امیرالمـؤمنین مـی بینیـد، همـة مردم هم عصر آن حضرت متعجب بودند که ایشان با این غـذای کـم
اینهمه نیرو را از کجا دارد ؟
متوجه نبودنـد کـه روح انـسان از مقـام «روح» که نزدیک ترین مخلوق به خدا است تنزّل کرده تا بـه مرحلـة «مِن روحی » رسیده ولی از اصل خود که حقیقتی است فـوق ملائکـه منقطع نشده، و روزه می تواند همین را به شما ثابت کند که می توانید
به غیبِ قدرتمند خود وصل شوید:)

روزه دریچه ای به عالم معنا | علی اصغر طاهر زاده| صفحه ۳۳

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

مسافرین گرامی! لطفا وقت افطار روزه خود را خراب نکنید:)

مهم این است کـه مـا روزه بگیـریم ، نـه ایـن کـه فقـط گرسـنگی بکشیم!
روزه یک نحوه صعود روحانی برای انـسان اسـت از دریچـة بندگی خداوند، ولی گرسنگی یک عمل بدنی ا ست مثل ورزش که یک عمل بدنی اسـت . شـما در روزه بـه یـک صـعود روحـانی نظـر دارید منتها از طریق گرسنگی بدن . ولی گاهی ما به جـای ایـن کـه در مغرب افطار کنیم، در مغـرب روزه خـود را خـراب مـی کنـیم . فـرق است بین افطار کردنِ روزه و خراب کـردنِ آن!
افطـار کـردن؛ یعنـی روزه را شکستن ولی خراب و باطل کردن روزه ، یعنـی غـذاهایی را که در روز نخورده ای در فرصتی که داری ، جبران کنـی ، و در واقـع آن مقاومت و کنترل روحانی را که در طـی روز در خـودت تقویـت کردی از دست بدهی!


روزه دریچه ای به عالم معنا| علی اصغر طاهر زاده | صفحه ۲۱ و ۲۲  

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

ز تمامِ بودنی ها، تو فقط از آن من باش

در حدیث قدسی داریم : «الصوم لی و اَنَا اُجزی » بِه می فرمایـد : 

روزه از آن مـن اسـت و خـودم هـم جـزایش هـستم.

چـون در هـیچ عبـادتی بـه ایـن انـدازه بنـده شـبیه خـدا نمـیشـود .

انـسان از طریـق روزه داری، ظهوری از غنای حق می گردد، همچنان که خداوند هیچ نیازی به غذا ندارد، روزه دار به نحـوی در حـد خـودش شـبیه چنـین حالتی می شـود .

اگـر حـدیث «اَنَـا اَجـزی بِـه » باشـد، یعنـی خـودم جزایش را می دهم، این هم مژدة بزرگی اسـت، یعنـی نتیجـة روزه و جزای روزه دار را به واسطه ها واگذار نمی کنم به واقع این هم مقـام کمی نیست، چون در هر صورت در ا ین حالت هـم کمـالات بـسیار متعالی را از خدا دریافت میکنید . 

شما در روزه، کمی از گرایش بـه دنیـا منـصرف مـی شـوید و در نتیجه یک غنای مختصری نسبت به دنیا در شما پدیدار می شود و لذا به یک اعتبار صفتی از صفات علیای خداوند یعنی صـفت «غنـی » در قلب شما تجلّی می کند و نیاز تان به دنیا کم می شود و با خدا مـأنوس میگردید. یعنی اگر روزه دار همت خود را بلند کند و در طلب حـق باشد، نور حق در صفت غنی در قلبش می تابد و این یک نحوه قرب به حق است . 

پس اگر از روزه، نور حق خواستید، همین را بـه شـما مـی دهنـد . 

خودتان را آماده کنید و همـت خـود را بلنـد کنیـد تـا از روزه مقـام بگیرید، اصلاً طوری شود که مقامتان تغییر کند ..


روزه دریچه ای به عالم معنا| علی اصغر طاهر زاده| صفحه ۱۷ و ۱۸


۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

ماهی رو سیاه کوچولو

ماهی است، توی دست نمی ماند، سُر میخورد پایین، توی هیچ تُنگی هم بند نمیشود، یک دفعه میبینی صدای شلپّی می آید و خودش را می اندازد بیرون، هر چه برایش منبر میروی که بیرون از این تنگ جای تو نیست و میمیری به خرجش نمیرود.
لجباز است و یک دنده و طبیعتا همیشه از همان یک دنده ی چَپَش بلند میشود،چند روزی میشود که نه جواب تلفن میدهد، نه پیامک ، نه پی ام، نه استوری میگذارد، نه پروفایل عوض میکند نه هیچ گونه علائم حیاتی دیگری از خودش نشان میدهد، به لست سین ریسنتلی هم که لعنت.. !
توی دل من اما انگار ماشین لباس شویی روشن کرده اند، همینطور دلشوره و دلتنگی و دوست داشتن و حرص خوردن است که بهم میپیچد، برایش گفته بودم دلشوره را با همان "شین" ی مینویسند که دوست داشتن را _البته نه هر دلشوره ای _، گفتم بودم مرا بی خبر نگذار، گفته بودم بیخودی هم دروغ نگو که خوبی و همه چیز حل است، دل من اگر حالِ دلِ تو را نفهمد به درد خودش هم نمیخورد، او امّا ماهی است.. یادش نمیماند یا حداقل به نفعش است که خودش را به ماهی بودن بزند.
از همه اینها که بگذریم یک روز که داشتم مثل مرغ سر کنده به این در و آن در میزدم تا خبری از او پیدا کنم یک اهل دلی آمد و گفت: وسط این نگرانی هایت یک جایی هم به این هم فکر کن که خدا عاشق تو است، دلشوره را میتوان با شین عشق هم نوشت!
در جا پنچر شدم،آدم وقتی میفهمد یک نفر چقدر دوستش داشته و نگرانش بوده و او تمام این مدت عین خیالش هم نبوده،شرمنده میشود، گوشی را گذاشتم کنار و زار زار گریه کردم برای روزهایی که خدا مدام برایم پیامک و پی ام میفرستاد و زنگ میزد، و منِ لجبازِ یک دنده ی ماهی صفتِ لست سین ریسنتلی، خودم را گذاشته بودم روی سایلنت و به هیچ کدام از کارهایش عکس العمل نشان نمیدادم و مثل ابله ها به کار خودم ادامه میدادم، بعد با خودم فکر کردم حالا خدا با منِ یک دنده چکار میکند؟
به این فکر کردم که اگر ماهیِ خودم برگردد تا چند روز به هیچ وجه به روی مبارکش نمی آورم که چه حالی بودم، حالا شاید یک وقتی با خنده و شوخی توی گوشش بگویم" با دیگران باری مکن، کاری که با ما کرده ای جانا..".. چون دوستش دارم.. چون دوست دارم خوب باشد.. چون دوست دارم ناراحت نباشد..چون اگر هم نگران میشوم فقط بخاطر خودش است!
آدم بعضی جاها دلش میخواهد سوال کند، نه که جواب را نداند، فقط میخواهد با گرفتن تایید از دیگران خیالش راحت شود؛ گوشی را دستم گرفتم و از اهل دلِ مان پرسیدم :" یعنی خدا انقدر مرا دوست دارد که من ماهی را؟ "
گفت: " #حتی_بیشتر یقینا.. "

رمضان آمده، حالا ماییم و خدایی که یک سال تمام به این در و آن زده تا برگردیم، تا به جای دست گدائی دراز کردن درِ خانه این و آن با شوکت و احترام بنشینیم سر سفره مهربان خودش، تا به جای جرعه ای محبت و دوستی خواستن از دیگران غرق در دریای محبت خودش بشویم، رمضان آمده و مائیم که رو سیاهیم و اوست که درِ باز خانه اش را از قبل باز تر کرده و با آغوش مهربانش جلوی در به انتظار نشسته است، رمضان آمده و اوست که ما را خیلی بیشتر تر تر از هر دوست داشتنی که در ذهنمان می آید دوست دارد..

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

سلام به رویِ ماهِ ماهِت خدا:)

🌷پیامبر اکرم در خطبه ای در فضیلت ماه مبارک رمضان میفرمایند:

 《 ای مردم در این ماه درهای بهشت باز است، از خداونـد بخواهیــد آن را بــر شــما نبنــدد، و درهــای آتــش بــسته اســت از پروردگارتــان بخواهیــد آن را بــر شــما بــاز نگردانــد، و شــیاطین را  بـسته انـد، از پروردگارتـان تقاضـا کنید کـه آنهـا را بـر شـما مـسلّط نگرداند !》


🍃 برای روشن شدن معنای ایـن فرمـایش پیـامبر کـه شـیاطین را  میبندند شما به حالات خودتان در روزهای اول ماه مبارک رمـضان توجه کنید .

در این روزها یـک حـال خـاص و یـک آمـادگی قلبـی  خـاص در خـود احـساس مـی کنیـد کـه نبایـد از ایـن مطلـب سـاده بگذرید. این یـک روحانیـت قلبـی اسـت کـه بـه جهـت آن، آمـادة  بندگی خداوند شده اید. اگر به حالات قلبتـان دقـت کنیـد ایـن یـک آماده شدن برای ارتباط با عالم غیب است تا لطف خداوند بر جانتان  ریزش کند .

حتی ممکن است خودتان ندانید کـه الآن قلبتـان در چـه حالی است ، ولی ملاحظه می کنید که این روحانیت قلبی را پیامبر به ما خبر داده اند.

همیشه این حالت را ندارید و این به یک اعتبـار بـه  معنی باز شدن درهای بهشت است .

 و در این حال می بینیـد وسوسـه شیطان در جانتان فعال نیست، آرمان های معنوی برایتان مطلوب شده اســت، مگــر کــار شــیطان وسوســه نیــست ؟ ملاحظــه کنیــد الآن  وسوسه های شیطانی تا حدی که خودتان آماده باشید و بـه دنبـال آن  نروید، بر قلبتان حکومت نمی کند، در این ماه چنین حالتی را بر قلب هر بنده ای حاکم می کنند و این لطف خداوند است.


 🍂 سپس پیامبر اکرم میفرمایند: مواظـب باشـید شـیطانی را کـه پروردگارتـان بـست، بـاز  نکنید، و درهای بهشتی را که باز کرد نبندید ! 

باز به خودتان رجوع کنید : گاهی ممکن است خدای نـاکرده در  روزهای آخر ماه مبارک رمضان حالتی بر ایتان پیش آید که احساس کنید از دست عبادت این ماه خسته شده،اید این حالـت یعنـی چـه ؟  

یعنی بهشتی که بـرای مـا بـاز کردنـد و از آن طریـق حالـت میـلِ بـه  بندگی در ما ایجاد شد ، با خوب استفاده نکردن از مـاه رمـضان ، آن بهشت را برروی قلب خود بسته ایم !  

باز ملاحظه بفرمایید ؛ گاهی مواقع نگران فقر خود نیستید ، نگـران از این نیستید که نکنـد از مـال دنیـا کـم بـه دسـت آورم و ایـن گونـه اضطراب ها را ندارید این حالت ، معنی بـاز کـردن در یچـة بهـشت بـه  قلـب شـما اسـت و اگـر دیدیـد ایـن آرامـش رشـد کـرده، بدانیـد  نگذاشته اید دریچه بهشت بسته شود .

اگر دیدید بعد از مدتی دوبـاره  حرص به دنیا در شما پدید آمد و دلتان می خواهـد فقـط دنبـال دنیـا بدوید و دنیای بیـشتر را مـی خواهیـد ، بدانیـد درِ بهـشت را بـه قلبتـان بسته اید!


روزه، دریچه ای به عالم معنا| علی اصغر طاهر زاده| صفحه یازده تا سیزده

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
از راه رفتن مورچه روی آسفالت های داغ خیابان در یک روز گرم تابستانی هم میشود متن عاشقانه نوشت
الکی برای خودمان فکر و خیال نبافیم!
:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان