پیله دَر

تا کی چو کرم، پیله تنی گرد خویشتن؟

روز چهارم

میترسم، میترسم یک آدم نسبتا معروف مذهبی بشوم، انقدری که کتاب هایم به چاپ سوم_چهارم برسند و مثلا هزار نفر خواننده ثابت داشته باشم که از حرف هایم اثر میگیرند،
آن وقت یک هو تغییر فاز بدهم یا یک فضاحت اخلاقی به بار بیاورم، آن وقت حس آدم ها به حرف های خوبی که زده ام چه میشود؟
در جامعه ای که عمده مردم "نگاه میکنند چه کسی میگوید و نگاه نمیکنند چه میگوید" ترس هم دارد، راستش آدم نسبتا معروف که هیچ، من با همین سیصد تا فالور اینستاگرام و دویست تا مخاطب تلگرام و چهره مذهبی و مهربانی که بین دوست هایم دارم میترسم، میترسم از روزی که بگویند "دیدید این دختره ی جانماز آب کش هم تو زرد از آب در آمد؟ همه مذهبی ها و چادری ها همینند" یا مثلا برایم تیتر بزنند "زاهدان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند.."
خدایا!
کمکم کن نلغزم! یا اگر لغزیدم خودت لغزیدنم را چشم مردم پنهان کن! یا اگر پنهان نمیکنی نگذار روی دید مردم نسبت به تو و دینِ پاکِ تو اثر سوئی داشته باشد؛ آمین!

۰ موافق ۰ مخالف
خب.. :) از الان داری به خواننده هات خط میدی دیگه.. که دنبال حرف خوبه باشن نه آدم خوبه

حالا بیشترش کن...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
از راه رفتن مورچه روی آسفالت های داغ خیابان در یک روز گرم تابستانی هم میشود متن عاشقانه نوشت
الکی برای خودمان فکر و خیال نبافیم!
:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان