پیله دَر

تا کی چو کرم، پیله تنی گرد خویشتن؟

اگر گوشی ات زنگ نزند:)

نمیدانم دیگران را کجا دست به سر میکنی که تک و تنها می آیی، میگردی، قطعه ها را میشماری، در دلت اضطراب کوچکی ست، مردّد میمانی بین گشتن و بیخیال شدن، یک دفعه چشم هایت رویم میخکوب میشود، به طرفم می آیی و بعد از چند لحظه با تردید مینشینی، گرد غم بی هوا روی دلت مینشیند، دست میکشی روی حلقه ی میم، بغض میکنی روی عین، آه میکشی روی صاد، مکث میکنی روی واو ، تا به میمِ بعدی میرسی دست هایت روی هوا میلرزد، به ه که میرسی چشم هایت را میبندی،زل میزنی به خاک سردِ نشسته روی انگشت سبابه،"یوم الحسره" تو همین حالاست...

۲ موافق ۰ مخالف

ترسم این است که او روز مبادا برسد

:)

بعد صد سال اگر از سر قبرم گذری..


هوم؟ توقع دارن بگم "من کفن پاره کنم،زندگی از سر گیرم"؟
نه واقعا از این خبرا نیست
کسی که میمیره
دیگه میمیره..
مگه اینکه بره تلاش کنه امام زمان بیاد
بعله:دی

رفتنت رفتن جـــــان است... خودت میــدانی... 

خودش میداند؟

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
از راه رفتن مورچه روی آسفالت های داغ خیابان در یک روز گرم تابستانی هم میشود متن عاشقانه نوشت
الکی برای خودمان فکر و خیال نبافیم!
:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان